چرندیات پسامدرن 3
چرنديات پسامدرن 3
(ياوه هاي مد روز شده)
در واقع چقدر سخت است براي اين تازه به دوران رسيده ها که از بس ياوه هاي بي سر وته را بلغور مي کنند زماني باقي نمانده است که بيانديشند که هيچ در چنته ندارند جز بازي با واژه ها آن هم از نوع احمقانه آن. براي آنها اگر متن سخت باشد و غير قابل فهم افتخار است براي همين با حماقت واژه سازي سعي مي کنند واژه هاي نامفهوم را به کار برند تا از اين طريق با افتخار متن خود را براي هرکسي صقيل جلوه دهند. آنان چون هيچ گونه دانشي ندارند فکر مي کنند که تنها با به کار بردن واژه هاي نامفهوم و بي سرو ته مي توان با افتخار خود را انديشمند بنامند دريغا که مغز کوچک شان هرگز در نمي يابد آن متن هاي بزرگ و باشکوه ، حاصل تفکري است نه سرهم کردن واژه ها.
اين داعيه داران بي دانش تنها عوام هاي هستند که سعي مي کنند با پرده اي از چرنديات بي معنا خود را انديشمند جلوه دهند. آنقدر بي دانش اند که براي فيلم هندي نيز به اصطلاح تعبير فلسفي مي کنند. ساده است دريافتن حماقت آنها، زيرا نه ادبيات را در شکوه آن يعني رمان و شعر مي فهمند ( اين عدم اطلاع است که جان اشتاين بک را به جاي شل سيلور اشتاين مي نشاند و قطعه گمشده را متعلق به جان اشتاين بک مي داند ، حالا بايد از او پرسيد پس خوشه هاي خشم را که نگاشته است) نه با هنر همچون موسيقي و فيلم آشنايي دارند (در اين حالت بهترين موسيقي براي آنها دمبلي هاي است که کمر را بجنباند) نه حتي درک مي کنند جهان وطني يعني چه ؟ و تنها پايند ايل خود ، لاف صد من مي زنند( قبيله يعني يک نفر). افسوس گلسرخي که يک با يک را سرود و نداست که حماقت با حقيقت برابر نيست.
مطالب نوشته شده توسط آنها جز سرهم کردن مطالب از اين کتاب و آن کتاب نيست. در واقع آنها هيچ وقت کتاب نمي خوانند تنها کتابي را تورق مي کنند و با بالا و پايين کردن پاراگراف ها آنها را به دنبال هم مي چينند. دليل اين امر آن است که چگونه ممکن است ظرف يک هفته مطلبي نوشت که 50 منابع و ماخذ داشته باشد که اکثر آنها نيز به زبان خارجي است. حساب کنيد در هفت روز ، آياروزي 7 کتاب را مي شود خواند؟!! به همين دليل است که ادعاي نوشتن کتاب ظرف شش ماه را دارند. براي آنها غير قابل قبول است که نوشتن يک کتاب (گردشگري ، ماهيت و مفاهيم ) سه سال طول کشيده باشد. چندي ديگر مطالبي را از يکي از اين ياوه گويان پسامدرن را مورد نقد قرار داده و شگردهاي نوشتن مطالب با واژه هاي بي معنا را نشان مي دهيم.
همچنين به تازگي کتابي به فارسي ترجمه شده است به نام « چرنديات پسامدرن» که چندي ديگر به معرفي کتاب و مطالب آن خواهيم پرداخت. در اينجا باز هم تاکيد مي کنم اين مطالب در پي رد کردن پسامدرن نيست بلکه قصد افشا کردن ، ياوه گوياني را دارد که در پشت به کار بردن واژه هاي نامفهوم و چرنديات خاص خود ژست انديشمندي مي گيرند و در توهم آنکه گويي همه چيز دان هستند گرفتار آمده اند.
این وبلاگ متعلق به مهدی سقایی دانش آموخته مقطع دکتری جغرافیا است. اهم مباحث مطرح شده در این وبلاگ، شمول مختلفی از مباحث تخصصی علم جغرافیا را در برگرفته که به نقد قدرت با رویکرد فضایی / مکانی می پردازد و البته نقد رادیکال علم جغرافیا در کشور نیز از جمله این مباحث است.