چرندیات پسامدرن
چرنديات پسامدرن
چه سخت است براي دوستاني که تازه عادات کرده بودند با واژه سازي و با نگارش جملاتي نامفهوم داعيه پسامدرنيسم را به رخ بکشند؛ بيان اين جمله که « پايان پسامدرنيسم» فرا رسيده است و يا پسامدرنيسم ديگر از مد افتاده است. بيچاره آنان که اين همه سعي کردند تا با نگارش و بيان واژه ها و جملات بي معنا نشان دهند که چيزي مي فهمند و به قول معروف « يک شبه ملا شده بودند». هيچگاه صحنه اي را فراموش نمي کنم که يکي از همين تازه به دوران رسيده هاي وقتي به فخر فروشي مشغول بود و طرف مقابل را که هيچ گونه آگاهي پيش نياز را در انبان نداشت، مورد خطاب جملات و واژه هاي بي معني خود قرار داده بود با کمال غرور به او سفارش مي کرد براي آغاز کار بهتر است که در جستجوي قطعه گمشده از جان اشتاين بک را بخواند.نمي دانستم بخندم يا گريه کنم ؟ در آن لحظه فکر کردم اين پسامدرنيسم چه انبان گشادي را براي چنين فخر فروشي هاي فراهم آورده است که انسان هاي سطحي همچون آن دوست عزيز نيز دچار توهم انديشمند بودن مي شوند و بيچاره مخاطبان نا آگاه که مي پندارند با ملاي همه چيز دان طرف هستند. افسوس که در نيافته اند آنکه اينگونه فخر مي فروشد در پناه حرف هاي نامفهوم ، ناداني بزرگ و طبلي نه تنها توخالي که فاقد حتي ساختار طبل بودن است. به جمله زير دقت کنيد :
« عصر پسامدرن عصري از تناقض و بسگانگي که به دور از لايه آکني و پاياني بر هرگونه پايگان....»
آيا شما از اين جمله معنايي را درک کرده ايد ؟ ما که هر چه کوشيديم جز واژه سازي بي معنا چيزي درنيافتيم. اين نوشته مشتي از خروار است که به نام پسامدرن نوشته شده است. هدف از اين نوشتار رد پسامدرن نيست و يا چرند خواندن آن ؛ هدف فرياد از شيادانی است که بي مايه فطير انديشمندي مي فروشند.« اي ياوه / ياوه / خلايق مستيد و منگ »
این وبلاگ متعلق به مهدی سقایی دانش آموخته مقطع دکتری جغرافیا است. اهم مباحث مطرح شده در این وبلاگ، شمول مختلفی از مباحث تخصصی علم جغرافیا را در برگرفته که به نقد قدرت با رویکرد فضایی / مکانی می پردازد و البته نقد رادیکال علم جغرافیا در کشور نیز از جمله این مباحث است.