درباره اکسپرسیونیسم
این واژه همانند امپرسیونیسم،نخستین بار در نقاشی مطرح شد و اولین نشانه های آن در این هنر ملاحظه گردید.اکسپرسیونیسم به یک کنتراست نزدیک و قابل لمس تأکید می ورزد.در حالی که امپرسیونیسم،در کشف و درک لحظه ها و اشیای دنیای بیرون دل مشغول به نظر می رسد. اکسپرسیونیسم،با تعمق و ژرف نگری،در صدد ثبت تجربه های درون آدمی است.اما آنچه در این میان از اهمیت ویژه ای برخوردار است ارایه تصویری متعالی از مفهوم فعلی،با پرهیز از ذهن گرایی ایست که شباهت اکسپرسیونیسم را به رمانتیسیسم دچار خدشه می سازد.زیرا در نوع تجربه های روحی و روانی،آرزوها و اهداف و انتخاب مفاهیم،بیان نیز متفاوت به نظر می رسد.ذهنیت اکسپرسیونیسم،انسان و زندگی روزمره او در دنیای مدرن است که از طریق روانشناسی قرن بیستم توصیف می شود.جداشدن و تنهایی،علاج ناپذیری،بیچارگی و بی کسی و آنگاه درآویختن به تحمیلی که توجیه ناپذیر است،موجب آسیب به روان دچار کشمکش و درگیر می شود.هیجان و تیرگی روابط انسان ها،ترس،عناصر نامعقول و غیرمنطقی مربوط به نیمه خودآگاه،خشم،طغیان و بی حوصلگی برای اثبات یا رد هرگونه نماد و یا اجرای حکم و دستور در عرصه فرمول های پذیرفته شده و بسیاری موارد دیگر جزو واکنش های روان کنش پذیر انسان در اکسپرسیونیسم است.
اکسپرسیونیسم تا حد زیادی جنبشی آلمانی،اتریشی محسوب می شود که از سال های 1905 تا 1925 تداوم داشته است.تهدید شدن زندگی به واسطه عوامل مخرب و انعکاس آن در روان انسان با بروز تنش ها،دلتنگی و درد،هنرمندان را نیز به واکنش فرا می خواند و بدين ترتيب اکسپرسیونیسم پا به عرصه ظهور می گذارد و در جوی غیر عقلانی به رشد خود ادامه مي دهد،و با برخورداری از آرای فروید،حالات هيستریک،بی خبری و جبر را به نمایش می گذارد. تصویرگران اکسپرسیونیست آلماني،ضمن رد زیبایی های قراردادی،روشی غیر از راه امپرسيونيسم فرانسوی را در پیش می گیرند وبه جای طرح موضوعات مطبوع،لطیف و دل نواز که با رنگ های پاستیل و سطحی کم نور و لرزان اما درخشان عرضه می شد به ارایه تصاویر به ظاهر زشت،تهدید کننده و نامطبوع اما پر معني روی می آورند.آن ها دل مشغولی و مجذوبیت خود را با دیوانگی،عصبیت و مرگ می آلایند و به بیانی نو دست مي یابند و این زبان قرن بيستم است.
این وبلاگ متعلق به مهدی سقایی دانش آموخته مقطع دکتری جغرافیا است. اهم مباحث مطرح شده در این وبلاگ، شمول مختلفی از مباحث تخصصی علم جغرافیا را در برگرفته که به نقد قدرت با رویکرد فضایی / مکانی می پردازد و البته نقد رادیکال علم جغرافیا در کشور نیز از جمله این مباحث است.