دكتر سيروس سهامي

مرز ميان جغرافيا و غير جغرافيا گاه چنان مشوش و مخدوش است و تشتت در برداشتها و شکاف در ديدگاهها چنان گسترده و ژرف که جويندگان اين مقوله از دانايی اغلب در کژراهه‌های پر سنگلاخ گرفتار می‌آيند و از رسيدن به وادی ايمن باز می‌مانند. وسوسه دستيابی به وجهه‌ای علمی در جغرافيا گاه چنان اغواکننده و چشم‌افسا است که پويندگان راه چه بسا دامن از کف می‌دهند و سراپا تسليم جاذبه مقاومت‌ناپذير علوم مجاور می‌شوند: از خرده اطلاعات مبتذل که تنها مصرف آن گرم نگه‌داشتن بازار مسابقات راديويی و تلويزيونی است. تا کلاف سردرگم و عقل‌ربای رياضيات پيشرفته جملگی جولانگاه ذوقياتی ناآزموده و در قلمرو موضوع و روش جغرافيا عرصه را از دقت، شفافيت و صراحت لازم خالی نگاه می‌دارند. مطالب ثقيل، بی‌ربط، کم‌فروغ و عاری از فايده کتابهای درسی دبيرستانی اغلب مخل حافظه است و مخرب خرد و ذوق سليم و دانش‌آموزان را تا مرز دلزدگی و بيزاری کامل از جغرافيا می‌رماند.برنامه‌های آشفته، خلق‌الساعه و نا استوار آموزش جغرافيا در دانشگاهها نيز فاقد چشم‌اندازی سنجيده و روشن است و اغلب جلوه‌گاه ذوق‌آزماييها و تفنن‌طلبيهای بدخيم که در اکثر موارد به تربيت دانش‌آموختگانی سرگشته راه می‌برد، اميدوارانی که فارغ از روابط آن‌چنانی، اغلب در قلمرو اشتغال ناکامياب می‌‌مانند.