سرود ِ قديمي قحطسالي
شعری از احمد شاملو ـ کتاب مدایح بی صله
سال ِ بيباران
جُلپارهييست نان
به رنگ ِ بيحُرمت ِ دلزدهگي
به طعم ِ دشنامي دشخوار و
به بوی تقلب.
جُلپارهييست نان
به رنگ ِ بيحُرمت ِ دلزدهگي
به طعم ِ دشنامي دشخوار و
به بوی تقلب.
ترجيح ميدهي که نبويي نچشي،
ببيني که گرسنه به بالين سر نهادن
گُواراتر از فرودادن ِ آن ناگُوار است.
ببيني که گرسنه به بالين سر نهادن
گُواراتر از فرودادن ِ آن ناگُوار است.
□
سال ِ بيباران
آب
نوميدیست.
شرافت ِ عطش است و
تشريف ِ پليدی
توجيه ِ تيمم.
به جِدّ ميگويي: «خوشا عَطْشان مردن،
که لب تر کردن از اين
گردن نهادن به خفّت ِ تسليم است.»
آب
نوميدیست.
شرافت ِ عطش است و
تشريف ِ پليدی
توجيه ِ تيمم.
به جِدّ ميگويي: «خوشا عَطْشان مردن،
که لب تر کردن از اين
گردن نهادن به خفّت ِ تسليم است.»
تشنه را گرچه از آب ناگزير است و گشنه را از نان،
سير ِ گشنهگيام سيراب ِ عطش
گر آب اين است و نان است آن!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۸۸ ساعت 17:15 توسط مهدی سقایی
|
این وبلاگ متعلق به مهدی سقایی دانش آموخته مقطع دکتری جغرافیا است. اهم مباحث مطرح شده در این وبلاگ، شمول مختلفی از مباحث تخصصی علم جغرافیا را در برگرفته که به نقد قدرت با رویکرد فضایی / مکانی می پردازد و البته نقد رادیکال علم جغرافیا در کشور نیز از جمله این مباحث است.