تحليلي بر عدالت جغرافيايي

 نگاهي به انديشه هاي رابرت نوزيك

( آنارشي، دولت و اتوپيا )

 

رابرت نوزيك كتاب خود به نام «آنارشي، دولت و اتوپيا» را در سال ۱۹۷۴ و به عنوان بديلي در برابر كتاب نظريه عدالت ۱۹۷۱ اثر جان رالز منتشر كرد و از آن زمان اين دو كتاب در محافل راست همپاي هم پيش آمدند و به عنوان دو نظريه متضاد در مورد نقش و رابطه دولت و فرد مطرح شدند. در شرايطي كه جان رالز از دولت مي خواست كه به نفع فقيران وارد كار شده و اقدامات گسترده اي را در عرصه اجتماع براي تعديل فاصله طبقات انجام دهد، نوزيك بالعكس طرفدار سرمايه داري دولت ستيز بود و از دولت حداقل دفاع مي كرد و اعتقاد داشت كه وظيفه دولت صرفا وظايف حمايت پليسي، اجراي قرارداد ها، دفاع ملي و نه بيشتر است. بنابراين از نظر نوزيك مثلا تعليم و تربيت همگاني، يا حمل و نقل عمومي، جاده ها و پارك ها و يا سيستم بهداشت عمومي و هرآنچه به توزيع دوباره سود از طرف دولت منجر شود، «غيرعادلانه» است. به اين ترتيب ديدگاه نوزيك در اين مورد، موجب شوك ميان علاقه مندان و صاحب نظران اين مباحث شد.اما با اين همه نوزيك بر ديدگاه شبه آنارشيستي خود كه مبتني بر حقوق مطلق فردي بود، تاكيد مي كرد و اعتقاد داشت كه تنها دولت حداقل مي تواند تا حدودي ضامن امنيت حقوق مطلق فردي باشد كه وي آن را نقطه عزيمت تمام استدلال هاي خود در نظر گرفته بود. تاكيد وي بر دولت حداقل به اين صورت بود كه وي دولت حداقل يا كوچك را اتوپيا و تنها آرمانشهر ممكن تلقي مي كرد كه هر فرد در درون آن مي تواند روياهاي تحقق نيافته «فردي» خود را محقق كند، بنابراين به نظر مي رسد كه اسم كتاب نوزيك «آنارشي، دولت، اتوپيا» كم و بيش اسم بامسمايي است كه در آن آنارشيسم فرد گرايانه يا به عبارت ديگر جامعه اتميزه شده كه افراد به مثابه اتم هاي منفرد و مجزا در تقابل با تجاوزات دولت حداكثر از «دولت كوچكي» دفاع مي كنند تا بتوانند اتوپياهاي شخصي خود را در آن آرمانشهر تحقق يافته، در ذيل آموزه كانتي كه «فرد غايت است» به منصه ظهور برسانند.نوزيك با صراحت توضيح مي دهد كه به يك اصل اخلاقي بنيادين وفادار است و آن «وجه امري كانتي» است كه دستورالعمل آن «اين اصل كانتي است كه افراد هدف اند غايت اند و نه ابزار».پس افراد نبايد قرباني شوند و يا بدون رضايت خودشان كاري انجام دهند. در اينجا نيز چيزي مقدس شمرده مي شود و آنچه مقدس است همانا «فرد» است. بنابراين آيا اساسا از نظر نوزيك دولتي مي بايست وجود داشته باشد دولتي كه ذاتا اجبارگر و مجاز به استفاده از زور است جواب نوزيك اين است كه آري، دولتي مي بايست وجود داشته باشد، اما فقط دولت حداقل تا آن نيز در خدمت فرد باشد. در اينجا نوزيك اين آموزه آنارشيست ها را جدي مي گيرد كه دولت ضرورتا حقوق فردي را نقض مي كند و از اين رو هرگاه حقوق فردي، اخلاقي تلقي شود، «دولت ذاتا غيراخلاقي است». علاوه بر اين نوزيك بخش مهمي از ديدگاه هاي فردگرايانه آنارشيستي را جدي و نزديك به ديدگاه خود مي داند، اما وي به نوع خاصي از آنارشي گري نظر دارد به آنارشيسم فردگرايانه يا ديدگاه ديگري موسوم به «آنارشيسم كاپيتاليسم» كه «بازار بدون نظارت دولت» نيز در آن فعال و محل فعاليت بدون مانع بنگاه هاي خصوصي است. مالكيت خصوصي، پزشكي خصوصي، مدارس خصوصي، بهداشت و رفاه خصوصي كه جملگي مجموعه اي از نابرابري اجتماعي و اقتصادي را در ذهن به تصور درمي آورند، بالعكس از نظر نوزيك مصداق «عدالت» و به عنوان پيامد اجتناب ناپذير تحقق عدالت تلقي مي شود. اما بسط ديدگاه هاي آنارشيستي نوزيك منجر به نتايج كم وبيش اتوپيايي نيز مي شود. وي در كتاب خود از «وضع طبيعي» آغاز مي كند اما نه وضع طبيعي كه لاك مطرح مي كند و در واقع ديدگاه لاك در مورد وضع طبيعي را نقد مي كند. لاك بر سويه هاي منفي وضع طبيعي تاكيد مي كند و عدم تضمين صلح و تجاوز به حقوق افراد را از ويژگي هاي منفي و بد وضع طبيعي تلقي مي كند و راه خارج شدن از وضع طبيعي را ايجاد دولت و جامعه مدني تلقي مي كند، اما نوزيك اعتقاد دارد راه بهتري از نظريه لاك وجود دارد و آن «تشكيل انجمن ها و اجتماعات براي حمايت متقابل» است كه در اين رابطه هر فردي براي عضويت در اين انجمن ها و اجتماعات مي تواند پولي بدهد و به ازاي پولي كه مي دهد مورد حمايت آن موسسه قرار بگيرد. البته ممكن است كه در اين ارتباط وضع به آنارشي بكشد اگرچه نوزيك از آنارشي گري بيمي ندارد و وضع طبيعي مجددا تجديد شود، ولي عملا به تسلط يك انجمن بر انجمن هاي ديگر منجر مي شود منظور از تسلط آن است كه انجمن مسلط واجد انحصار كاربرد زور است تا حيطه فعاليت ديگر انجمن ها را محدود گرداند. به اين ترتيب به طور طبيعي و خودبه خود سلسله قوانين حقوقي و دادرسي شكل مي گيرد. در هر صورت كسي كه تمايلي به استفاده از خدمات انجمن مسلط ندارد نيازي ندارد كه پولي بپردازد ولي دولت برآمده از اين مناسبات تنها به كساني سرويس مي دهد كه پول پرداخت كرده باشند.در اينجا پول جاي شركت داوطلبانه افراد را در انجمن هاي مورد نظر آنارشيست هاي اوليه را مي گيرد. آنارشيست هاي اوليه، چه آنارشيست هاي فردگرا مانند پرودن يا گادوين و چه آنارشيست هاي جمع گرا مانند باكونين جملگي جامعه آنارشيستي مورد نظر را بر اساس همكاري داوطلبانه پيش بيني مي كردند كه عمل افراد در آن بدون ترس از تنبيه يا پاداشي صورت مي گيرد و برخلاف نوزيك اراده انجمن مسلط بر كنش افراد تاثير ندارد كه اين مسئله شايد به دليل آن باشد كه آنارشيست هاي مذكور انسان را ذاتا پاك سرشت و جامعه پذير مي دانستند.

نكته ديگر اينكه نوزيك هر گونه انديشه توزيعي را ناقض عدالت تلقي مي كند از جمله عدالت توزيعي كه در نظر وي به هيچ وجه قابل دفاع نيست. البته وي به جاي «عدالت توزيعي» از نظريه استحقاقي عدالت دفاع مي كند. اين نظريه سه اصل اساسي دارد: 1 ـ  اصل عدالت در اكتساب، يعني اينكه چگونه مردم اشيا و كالاها را از روي استحقاق به دست آورند، 2 ـ  عدالت در نقل و انتقال يعني اينكه اشيا و كالاها را به صورت داوطلبانه و غيراجباري به ديگران منتقل كنند و 3 ـ عدالت به معني رفع بي عدالتي ناشي از نقض دو اصل نخست.

 به نظر نوزيك بايد وضع موجود توزيع ثروت و دارايي ها را كه عملا نتيجه فرآيند مبادلات آزاد و داوطلبانه است عين عدالت خواند... دولت نمي تواند به عنوان تامين مصلحت فرد از فعاليت هاي آزاد وي جلوگيري كند. وضع ماليات به منظور تامين خدمات رفاهي براي ديگران، در حكم بيگاري كشيدن است، دولت نمي تواند برخي را وادارد تا به برخي ديگر كمك كنند.